
پس از کشمکش های فراوان بر سر منشور کوروش بین ایران و موزه بریتانیا بالاخره منشور کوروش به کشورش بازگشت و به مدت 4 ماه از سوی موزه بریتانیا به موزه ملی ایران قرض داده شد. به نقل از سازمان میراث فرهنگی سفال نوشته موسوم به منشور حقوق بشر کوروش که توسط موزه بریتانیا به طور امانت در اختیار ایران قرار گرفته بامداد روز جمعه، 19 شهریور (10 ستپامبر) وارد فرودگاه تهران شد و از آنجا به خزانه موزه ملی ایران انتقال یافت. این کتیبه به مدت 4 ماه در ایران نگهداری می شود. گفته می شود ورود این کتیبه به کشور با اتخاذ تدابیر امنیتی صورت گرفته است
...ادامه مطلب پيام هاي ديگران() link ۱۳۸٩/٧/٢۳ - نگار
از اونجایی که خیلی از دوستان می خواستند در مورد نماد ایران بدونند باید بگم که خوشبختانه نماد ایران مثل کشورهایی که قبلاً گفتم یک حیوان نیست بلکه ایرانیان یکی از کهن ترین مردمانی هستند که سمبولی بسیارشگفت انگیز و سرشارر از دانش و فرهنگ و خرد از خود به جای گذاشته اند که با اندوه فراوان بسیاری از ما ایرانیان از آن نا آگاه هستیم . این نشان " فره وشی" یا " فروهر" نام دارد که قدمت آن بیش از 4000 سال تخمین زده شده است . تاریخچه فره وشی ی افروهر به پیش از زایش زرتشت بزرگوار این پیر و فیلسوف خرد و فرهنگ و دانش جهان باز میگردد ... سنگ نگاره هایشاهنشاهان هخامنشی در کاخهای پرسپولیس و سنگ نگاره های شاهنشاهان ساسانی همه حکایت از آن دارد . نکته بسیار شگفت انگیز این نشان ملی ما ایرانیان آن است که تک تک این نشان دارای مفهوم دانشی نهفته است . اینک به تشریح این نشان ملی می پردازیم :
![]()

آنچه که در این سفره قرار میگیرد، باید دارای پنج ویژگی زیر باشد:
- پارسی باشد؛
- با بند واژهٔ «س» آغاز شود؛
- ریشهٔ گیاهی داشته باشد؛
- خوردنی باشد؛
- اسم مرکب نباشد.نام آنها از واژههای ترکیبی ( مانند سبزیپلو، سیر ترشی، سیب زمینی و مانند آنها) ساخته نشده باشد.؛
با نگرش به آنچه که آمد،شگفتی بزرگیست که در بیست میلیون واژه های پارسی، نمیتوان هشتمی را برای هفت سین های نوروزی پیدا کرد که دارای این پنج ویژگی باشند.بنابراین هر آنچه که دارای این ویژگیها نباشد - اگر چه با بندواژهٔ «س» هم آغاز شده باشد - نمیتوان جزء هفت سین به حسابش آورد. در زبان پارسی، تنها هفت چیز هستند که این ویژگیها را دارا هستند:
- سیر : نماد اهورامزدا
- سیب: نماد فرشته سپندار مذ، فرشته زن ،باروری و پرستاری است.(اسفند)
- سبزی:نماد فرشته اردیبهشت و نماد آبهای پاک است.
- سنجد : نماد فرشته خرداد و نماد دلبستگی است.
- سرکه: نماد فرشته امرداد و نماد جاودانگی است.
- سمنو : نماد فرشته شهریور و نماد خواربار است.
- سماق: نماد فرشته بهمن و نماد باران است.(بدانید که سماغ واژه پارسی است و نباید با بندواژه "ق" نوشته شود و سماک نام نژاده آن است.)
کلمات مرکب مانند سیب زمینی و سیرترشی و کلماتی که مربوط به غیر روییدنی خوراکی مانند سپند، سنبل و سکه و ... باشند در این محدود قرار نمیگیرند و جز سین های اصلی شمارش نمیشوند.بر این پایه: - سنبل (نه خوراکی است نه پارسی) تازی است - سکّه (نه خوراکی است نه پارسی) تازی است - سماور (نه خوراکی است نه پارسی) روسی است. همچنین سوزن و سیخ و سه پایه و مانند اینها. [۱]
هرچند که در سفرهٔ هفت سین باید به هرحال هفت جزء که با آوای «سین» آغاز میشوند (نمادی از «سپنتا») چیده شود، ولی برای زینت و چیدمان دلپذیرتر سفرهٔ هفت سین، تقریباً همهٔ خانوادههای ایرانی اجزاء دیگری هم در سفره میچینند و در آرایش و رنگامیزی سفره شان نهایت خوش سلیقگی را اعمال میکنند.
...ادامه مطلب پيام هاي ديگران() link ۱۳۸۸/۱٢/٢٥ - نگار

حاجی فیروز معروفترین سرگرمیپیشهی سنتی مردمی است که در خیابانهای ایران در روزهای پیش از نوروز ظاهر میشود. حاجی فیروز رهگذران را با خواندن سرودهای سنتی و رقص و زدن دایره زنگی در قبال دریافت چند سکه، سرگرم میکند. وی به ندرت ممکن است در خانهی مردم را بکوبد، که آن گاه به محض باز شدن در، نمایش خود را آغاز میکند.
حاجی فیروز چهرهی خود را سیاه کرده، جامهای رنگارنگ، معمولاً – اما نه همیشه – قرمز رنگ میپوشد و همواره کلاهی که گاه دراز و مخروطی شکل است بر سر میگذارد. سرودهای وی، که جملهبندی و آهنگ آنها کاملاً سنتی است، تصنیفهای تکرار شوندهی بسیار کوتاهی هستند. نمونهای از این سرودها چنین است:
حاجی فیروزه / سالی یه روزه
همه میدونن / منم میدونم
عید نوروزه / سالی یه روزه
سرود زیر معمولاً با یک لهجهی خندهدار سنتی یا با لکنت زبان خوانده میشود:
ارباب خودم سلامُ علیکم
ارباب خودم سرتو بالا کن!
ارباب خودم به من نیگا کن،
ارباب خودم لطفی به ما کن.
ارباب خودم بز بز قندی،
ارباب خودم چرا نمیخندی؟
حاجی فیروز، که درآمدش وابسته به توانایی و شایستگی او و ذوق و استعدادش برای سرگرم سازی مردم با شوخی و حرکات و اطوارهای خاص است، گه گاه سرودهای سنتی دیگری را نیز در میان سرودهای معمول خود میگنجاند، که یکی از مشهورترین آنها چنین است:
بشکن بشکنه، بشکن!
من نمیشکنم، بشکن!
این جا بشکنم یار گله داره،
او جا بشکنم یار گله داره
این سیاه بیچاره چه قد حوصله داره.
ادامه مطلب پيام هاي ديگران() link ۱۳۸۸/۱٢/٢٥ - نگار
تاریخچه
در گاهشماریهای مختلف ایرانی، علاوه بر این که ماهها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. بهعنوان مثال روز اول هر ماه «روز اورمزد»، روز دوم هر ماه، روز بهمن (سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم هر ماه، اردیبهشت یعنی «بهترین راستی و پاکی» که باز از صفات خداوند است، روز چهارم هر ماه، شهریور یعنی «شاهی و فرمانروایی آرمانی» که خاص خداوند است و روز پنجم هر ماه، «سپندارمذ» بودهاست. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق میورزد. زشت و زیبا را به یک چشم مینگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان میدهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را بهعنوان نماد مهر مادری و باروری میپنداشتند.
در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی میشدهاست که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن میشد، جشنی ترتیب میدادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلاً شانزدهمین روز هر ماه، «مهر» نام داشت و که در ماه مهر، «مهرگان» لقب میگرفت و میبینیم که چگونه هر جشنی با معنی و مفهوم عمیق خود برای مردم شادی میآفرید.
روز آبان در ماه آبان جشن «آبانگان» است یعنی جشن ستایش آب و روز آذر در ماه آذر جشن «آذرگان» است یعنی جشن ستایش آتش و همین طور روز پنجم ماه دوازدهم (اسفند)، «سپندارمذ» یا «اسفندار مذ» نام داشت که جشنی با همین عنوان میگرفتند. «سپندارمذگان» روز زن و زمین است.
روز پنجم اسفند در همه گاهشماریهای ایرانی به عنوان روز جشن اسپندار مذگان شناخته میشود.
[ویرایش] آیینها
در این روز مردان به همسران خودهدیه میدادند. مردان زنان خانواده را بر تخت شاهی مینشاندند و از آنها اطاعت میکردند و به آنان هدیه میدادند. این یک یادآوری برای مردان بود تا مادران و همسران خود را گرامی بدارند و چون یاد این جشن تا مدتها ادامه داشت و بسیار باشکوه برگزار میشد همواره این آزرم و احترام به زن برای مردان گوشزد میگردید. این جشن هیچ ارتباطی به ولنتاین ندارد.
[ویرایش] اختلاف در زمان برگزاری
هم اکنون در برخی جاها، به جای روز سپندارمذ (پنجم) از ماه سپندارمذ (اسفند)، روز بیست و نهم بهمن را روز جشن سپندارمذگان میدانند. در باره پرسش بخاطر وجود دوگانگیها باید گفت که جشنها و فاصلههای میان آنها در نوشتههای کهن ایرانی دارای تعریف و اندازههای مشخصی است که به مانند دانههای یک زنجیر در پیوستگی کامل با یکدیگر هستند. تغییر جای یکی از آنها، موجب گسست همه این رشته خواهد شد.
چنانکه در منابع ایرانی آمدهاست، جشن سده پس از ۴۰ روز از شب یلدا یا چله، و پس از ۱۰۰ روز از اول آبان قرار دارد. همچنین جشن سده، پیش از ۲۵ روز از جشن اسفندگان است.
این اندازهها و فاصلههای تعریف شده در نوشتهها و ریشه نامههای کهن ایرانی، تنها با گاهشماری ایرانی با ماههای سی و یک روزه (مبدأ هجری خورشیدی کنونی) که بزرگترین دستاورد دانش گاهشماری در جهان است، همسان است؛ ولی با کتابچهای نوساخته که در چند سال گذشته در ایران با نام سالنمای دینی زرتشتیان چاپ میشود، هماهنگی ندارد. چرا که در این کتابچه، فاصله ۱۰۰ روزه از اول آبان تا جشن سده به ۱۰۶ روز، فاصله ۴۰ روزه شب چله (یلدا) تا جشن سده به ۴۶ روز، و فاصله ۲۵ روزه جشن سده تا سپندارمذگان (اسفندگان) به ۱۹ روز رسیدهاست. این فاصلهها با هیچکدام از اسناد و منابع و تاریخنامههای ایرانی هماهنگی ندارد.
اینها نمونههایی از آشفتگیهایی است که منتشرکنندگان این کتابچه در ذهن نوجویان ایجاد کرده و نه تنها نظام قانونمند گاهشماری ایرانی را مخدوش کردهاند، بلکه اختلالهایی نیز در تقویم سنتی یزدگردی زرتشتی که در میان بسیاری از زرتشتیان ایران و عموم زرتشتیان هند و جهان رواج دارد، به وجود آوردهاند.
قدمت بیست ساله این تقویم، دستکاریهای فراوان در گاهشماری ایرانی و زرتشتی، نبود هیچگونه سامانه کبیسهگیری و تعریف مشخص از طول سال، مبدأ سالشماری ساختگی و نیز اختلافهای فراوان با دیگر زرتشتیان جهان باعث شده که زرتشتیان نیز چنین دستکاریهایی در قواعد سنتی و دینی را نادرست شمارند.
از این رو، زمان درست شب یلدا برابر با شامگاه ۳۰ آذر، جشن سده در ۱۰ بهمن و جشن سپندارمذگان (اسفندگان) در ۵ اسفند است[۱].
[ویرایش] آئینها و دیگر نامها
این جشن را با نامهای جشن برزیگران هم نامیدهاند [۲]. در روز اسفندگان چند جشن با مناسکی بهخصوص برگزار میشدهاست. نخستین جشن مردگیران یا جشن مژدگیران بود که اختصاص به زنان داشت. در این روز مردان زنان را هدیهای خریدندی و از ایشان قدردانی کردندی. [۳] امروزه نیز بیشترین جنبهٔ مورد تأکید در اسفندگان قدردانی از زنان است. در زمان گذشته [چنان که ابوریحان روایت کردهاست] عوام کارهای دیگری هم انجام میدادند چون آئینهای جادوی برای دورکردن خرفستران اما ابوریحان این آئینها را تازه و نااصیل خواندهاست.[۴
wikipedia
... پيام هاي ديگران() link ۱۳۸۸/۱۱/٢٤ - نگار
١.به تازگی موجودی شبیه به این در سواحل آمریکا پیدا کردند که دانشمند ها را بسیار متعجب کرده و آن ها هنوز پی تحقیقاتی در روی این جانور عجیب و غریب اند.


اگر کمی به این جانور دقت کنید میبینید که این جانور شباهت زیادی به سر ستون تخت جمشید دارد.
پس میفهمیم در آن زمان در خلیج همیشه فارس این موجود زندگی میکرده که پس از مرور زمان نسل وی منقرض شده.از دندان های این موجود عجیب و قریب معلوم است که او هم میتواند یکی از سلطان های بزرگ دریا باشد ولی اندازه ی او بسیار کوچک تر از نهنگ و یا کوسه است.
این موجود به احتمال 99% در آب های خلیج فارس هم زندگی میکرده و حتما هم حیوانی درنده و قوی بوده زیرا هخامنشیان در سنگ تراشی های خود همیشه نماد قدرت را کشیده اند مثل:شیر،حیوان خیالی ای که از هر موجود قوی ای برداشت کرده اند.
٢.دکتر جهانگیر مظهری پس از سال ها تحقیق و مطالعه مدعی است که به کشفی نائل شده که هنوز از تمامی آن پرده بر نداشته است.او که پس از سالها دوری از ایران، برای چند روزی بازگشته می گوید:

«تا کتابم که در آن شرح کشف خود را شواهد کافی آورده ام، چاپ نشود، نمی توانم چیزی اعلام کنم.» او مدعی است که در جست وجو هایش نشانه ها و شواهدی یافته که ثابت می کند درست بعد از شکست داریوش سوم از اسکندر و فروپاشی امپراتوری هخامنشی در سال ??? پیش از میلاد، بسیاری از ایرانیان پراکنده شدند و آنها که به آمریکای مرکزی راه یافتند امپراتوری های دیگری بنیان نهادند و در واقع، آنان قبل از کریستف کلمب این قاره را کشف کرده اند! او واکنش دنیای غرب را نسبت به این ادعا می داند. هرچند که می گوید برایش اصلاً اهمیتی ندارد. سپس با عصبانیت به اهدای یک اطلس جغرافیایی در همین اواخر به ملکه انگلستان اشاره می کند که در آن کلمه فارس را از خلیج فارس پاک کرده و فقط به کلمه خلیج اکتفا کرده اند و می گوید: «انتظار تشویق و تکریم ندارم چون چیزی در کشف من به نفع آنها نیست شاید دوست داشته باشند دزدان دریایی تاجرنمای اسپانیولی- ایتالیایی کاشف قاره شان باشند تا دریانوردان غیور ایرانی.»
*٢٩ اکتبر روز جهانی کوروش گرامی باد.
بسیاری از کشورهای جهان یک حیوان را به عنوان نماد خود انتخاب کرده اند .برخی کشورهای دیگر نیز به دلیل اینکه زیستگاه جانوری خاص هستند به نام کشور این موجود شهرت دارند. نگاهی به تعدادی از حیوانات نمادین کشورهای مختلف جهان:

خروس یکی از نمادهای کشور فرانسه و نیز پرتغال است.البته شهرت خروس های فرانسوی بیشتر است. در فرانسه خروس اشاره ای تاریخی به سقوط امپراتوری رم غربی و ظهور دوباره سرزمین گل « فرانسه قدیم » است. در پرتغال خروس نماد ایمان و عدالت است
...
ادامه مطلب پيام هاي ديگران() link ۱۳۸۸/٧/٢٥ - نگار




